تبليغاتX
شهيدان زنده
وبلاگي به ياد تمامي شهدايي که پروازشان ملکوت را زيبايي بخشيد
دلم براى صيادم تنگ شده......
سحر است. نماز را در حرم امام مى خوانيم و راه مى افتيم. رسممان است كه صبح روز اوّل برويم سر خاك. مى رسيم. هنوز آفتاب نزده، امّا همه جا روشن است. آقا آمده اند; زودتر از بقيّه، زودتر از ما.
شما چرا اين موقع صبح خودتون روبه زحمت انداختيد؟
دلم براى صيادم تنگ شده. مدتيه ازش دور شده ام.
........تازه ديروز به خاك سپرده ايمش

                         





لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 6:47 بعد از ظهر توسط ..:: مجتبي مظفري نيا ::..

شهید چمران در ...


همه ى پادگان را گشتيم، نبود. شايعه شد دكتر را دزديده اند. نارنجك و اسلحه برداشتيم رفتيم شهر.
سر ظهر توى مسجد پيدايش كرديم. تك و تنها وسط صف نماز جماعت سنى ها.
فرمان ده پادگان از عصبانيت نمى توانست چيزى بگويد. پنج ماه مى شد كه ارتش درهاى پادگان را روى خودش قفل كرده بود، براى حفظ امنيت......





لينك ثابت نوشته شده در شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 10:30 بعد از ظهر توسط ..:: مجتبي مظفري نيا ::..