فرماندۀ تیپ بدر
شهادت 28 دی 1365 شلمچه
بعد از اینکه از آن ها پذیرایی کردم و رفتند گفت : «بهت بر نمی خورد اگه بگویم این ها که بودند ؟»
گفتم : نه مگر که بودند ؟ گفت که عراقی بودند . حالا من برادرم را عراقی ها شهید کرده بودند ،
دامادمان هم اسیر بود ولی نشست و برایم توجیه کرد. در این یکسال و نیمی که در تیپ بدر بود
انگارکه یکی از خودشان باشد خانواده اش شده بود آنها . « تیپ بدر : مجاهدان و سربازان
عراقی ای که به خاطر اسلام علیه وطنشان می جنگیدند»
«««««««***»»»»»»»
شهادت حضرت زهرا«سلام الله علیها»، شهادت خودش هم درایام فاطمیه بود ،
به قسمت مربوط به خودم که رسیدم خشکم زد
نوشته بود« اگر بهشت نصیبم شد منتظرت می مانم »
«««««««***»»»»»»»
در تشییع جنازه اش جماعت زیادی آمده بودند ، تازه فهمیدم اسماعیل فقط مال من نبوده ،
مال همۀ آدمهایی بود که او را از اول زندگیش دیده و شناخته بودند .
«««««««***»»»»»»»
شهید دقایقی از زبان همسر شهید